Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ precipitate

تلفظ بین المللی : /pɹɪsˈɪpɪtˌeɪt/ تلفظ :‌ [prIs'IpI2t,eIt]
English
  • precipitately
  • precipitated
  • precipitator
  • precipitation
  • precipitating
  • precipitant
  • precipitancy
  • precipitability
  • precipitable
English

English

To dash or fall headlong.

To hasten without preparation.

Falling, flowing, or rushing, with steep descent; headlong.

To throw headlong; to cast down from a precipice or height.

To separate from a solution as a precipitate. See Precipitate, n.

One whose wealth gives him power or influence; one of the plutocracy.

Overhasty; rash; as, the king was too prec...

کلمات مرتبط

  • precipitately
  • precipitated
  • precipitator
  • precipitation
  • precipitating
  • precipitant
  • precipitancy
  • precipitability
  • precipitable
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات