Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ pause

تلفظ بین المللی : /pˈɔːz/ تلفظ :‌ [p'O:z]
English
  • pauser
  • paused
  • passe partout
  • passee
  • paseng
  • passegarde
  • parseeism
  • pauperization
  • passenger mileage
English

English

A hold. See 4th Hold, 7.

A break or paragraph in writing.

To hesitate; to hold back; to delay.

To cause to stop or rest; -- used reflexively.

To be intermitted; to cease; as, the music pauses.

Temporary inaction or waiting; hesitation; suspence; doubt.

To stop in order to consider; hence, to consider; to reflect.

A temporary stop or rest; an intermissio...

کلمات مرتبط

  • pauser
  • paused
  • passe partout
  • passee
  • paseng
  • passegarde
  • parseeism
  • pauperization
  • passenger mileage
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات