Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ opposite

تلفظ بین المللی : /ˈɒpəzˌɪt/ تلفظ :‌ ['0p@z,It]
English
  • oppositely
  • oppositeness
  • oppositionist
  • oppositifolious
  • oppositive
  • oppositipetalous
  • oppositisepalous
  • opposition
English

English

One who opposes; an opponent; an antagonist.

That which is opposed or contrary; as, sweetness and its opposite.

Extremely different; inconsistent; contrary; repugnant; antagonistic.

Placed directly in front of another part or organ, as a stamen which stands before a petal.

A large salmon (Salmo, or Salvelinus, hucho) inhabiting the Danube; -- called also huso, and ...

کلمات مرتبط

  • oppositely
  • oppositeness
  • oppositionist
  • oppositifolious
  • oppositive
  • oppositipetalous
  • oppositisepalous
  • opposition
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات