Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ objection

تلفظ بین المللی : /ɒbdʒˈɛkʃən/ تلفظ :‌ [0bdZ'EkS@n]
English
  • objectionable
  • objecting
  • objectify
  • objectiveness
  • abjection
  • obreption
  • objectist
  • objective
  • objector
English

English

Cause of trouble; sorrow.

The act of objecting; as, to prevent agreement, or action, by objection.

To mention in rhyme or verse; to rhyme about. Note: [Sometimes use depreciatively.] Shak.

That which is, or may be, presented in opposition; an adverse reason or argument; a reason for objecting; obstacle; impediment; as, I have no objection to going; unreasonable objection...

کلمات مرتبط

  • objectionable
  • objecting
  • objectify
  • objectiveness
  • abjection
  • obreption
  • objectist
  • objective
  • objector
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات