Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ nap

تلفظ بین المللی : /nˈap/ تلفظ :‌ [n'ap]
English
  • nap-taking
  • naperian
  • naphew
  • naples yellow
  • naphtha
  • napkin
  • naphthalate
  • naphthalic
  • naphthoic
English

English

To raise, or put, a nap on.

A short sleep; a doze; a siesta.

To be in a careless, secure state.

To have a short sleep; to be drowsy; to doze.

Having small nodes or knots; diminutively nodose.

The loops which are cut to make the pile, in velvet.

Woolly or villous surface of felt, cloth, plants, etc.; an external covering of down, of short fine hairs or fibers ...

کلمات مرتبط

  • nap-taking
  • naperian
  • naphew
  • naples yellow
  • naphtha
  • napkin
  • naphthalate
  • naphthalic
  • naphthoic
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات