Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ monogenic

تلفظ بین المللی : /mˌɒnəʊdʒˈɛnɪk/ تلفظ :‌ [m,0noUdZ'EnIk]
English
  • monogenistic
  • monogenism
  • monogenist
  • monogynia
  • monogynian
  • monogeny
  • monogamic
  • monorganic
  • monotonic
English

English

Of or pertaining to monogenesis.

Producing only one kind of germs, or young; developing only in one way.

1. The quality or state of being nice (in any of the senses of that word.). The miller smiled of her nicety. Chaucer. 2. Delicacy or exactness of perception; minuteness of observation or of discrimination; precision. 3. A delicate expression, act, mode of treatment, distinction, ...

کلمات مرتبط

  • monogenistic
  • monogenism
  • monogenist
  • monogynia
  • monogynian
  • monogeny
  • monogamic
  • monorganic
  • monotonic
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات