Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ maked

تلفظ بین المللی : /mˈeɪkt/ تلفظ :‌ [m'eIkt]
English
  • makeless
  • ripple-marked
  • money-maker
  • mischief-maker
  • make-game
  • make and break
  • make-believe
  • make-up
  • glass maker
English

English

Made.

One who carries about a small load; a peddler. See 2d Jag. [Scot.] Sir W. Scott. One who, or that which, jags; specifically: (a) jagging iron used for crimping pies, cakes, etc. (b) A toothed chisel. See Jag, v. t. Jagger spring, a spring beneath a seat, and resting on cleats or blocks in the body of a vehicle. Knight.


کلمات مرتبط

  • makeless
  • ripple-marked
  • money-maker
  • mischief-maker
  • make-game
  • make and break
  • make-believe
  • make-up
  • glass maker
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات