Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ interposer

تلفظ بین المللی : /ˌɪntəpˈəʊzə/ تلفظ :‌ [,Int3p'oUz3]
English
  • interposure
  • interpose
  • interposed
  • interponent
  • interopercular
  • intersert
  • interloper
  • interposal
  • interposition
English

English

One who, or that which, interposes or intervenes; an obstacle or interruption; a mediator or agent between parties.

(a) A molding, the convexity of which is one fourth of a circle, being a member just below the abacus in the Tuscan and Roman Doric capital; a torus; an ovolo. (b) One of the shafts of a clustered column. [Written also bowtel, boltel, boultell, etc.]


کلمات مرتبط

  • interposure
  • interpose
  • interposed
  • interponent
  • interopercular
  • intersert
  • interloper
  • interposal
  • interposition
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات