Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ interpolate

تلفظ بین المللی : /ɪntˈɜːpəlˌeɪt/ تلفظ :‌ [Int'3:p@l,eIt]
English
  • interpolated
  • interpolation
  • interpolator
  • interpolating
  • interpellate
  • interrogate
  • interpilaster
  • interfoliate
  • intercalate
English

English

Quality or state of being remiss.

To renew; to carry on with intermission.

To alter or corrupt by the insertion of new or foreign matter; especially, to change, as a book or text, by the insertion of matter that is new, or foreign to the purpose of the author.

To fill up intermediate terms of, as of a series, according to the law of the series; to introduce, as a numb...

کلمات مرتبط

  • interpolated
  • interpolation
  • interpolator
  • interpolating
  • interpellate
  • interrogate
  • interpilaster
  • interfoliate
  • intercalate
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات