Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ interagent

تلفظ بین المللی : /ˌɪntəɹˈeɪdʒənt/ تلفظ :‌ [,Int@r'eIdZ@nt]
English
  • interagency
  • intervention
  • intervent
  • interventor
  • intercentrum
  • interjacent
  • intercentral
  • intermention
  • interregent
English

English

An intermediate agent.

1. A metallic alloy of a deep black color. 2. The art, process, or method of decorating metal with incised designs filled with the black alloy. 3. A piece of metal, or any other object, so decorated. 4. An impression on paper taken from an ancient incised decoration or metal plate. NIEPCE'S PROCESS Niep"ce's proc"ess. (Photog.) A process, now no longer used, invented ...

کلمات مرتبط

  • interagency
  • intervention
  • intervent
  • interventor
  • intercentrum
  • interjacent
  • intercentral
  • intermention
  • interregent
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات