Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ indite

تلفظ بین المللی : /ɪndˈaɪt/ تلفظ :‌ [Ind'aIt]
English
  • inditement
  • inditer
  • indited
  • indies
  • indirected
  • indigence
  • indigest
  • indices
  • indetermination
English

English

To invite or ask.

To compose; to write, as a poem.

To indict; to accuse; to censure.

To compose; to write; to be author of; to dictate; to prompt.

1. Having such an appearance as excites, or is fitted to excite, love; beautiful; charming; very pleasing in form, looks, tone, or manner. "Lovely to look on." Piers Plowman. Not one so fair of face, of speech so lovely. Rober...

کلمات مرتبط

  • inditement
  • inditer
  • indited
  • indies
  • indirected
  • indigence
  • indigest
  • indices
  • indetermination
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات