Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ importune

تلفظ بین المللی : /ˌɪmpɔːtjˈuːn/ تلفظ :‌ [,Impo@tj'u:n]
English
  • importunely
  • importuner
  • importunee
  • importuned
  • importunator
  • importunacy
  • importunity
  • importunable
  • importunate
English

English

To import; to signify.

To require; to demand.

Breadth. [Obs.] Chaucer. A braid. [R.] Half lapped in glowing gauze and golden brede. Tennyson.

To request or solicit, with urgency; to press with frequent, unreasonable, or troublesome application or pertinacity; hence, to tease; to irritate; to worry.


کلمات مرتبط

  • importunely
  • importuner
  • importunee
  • importuned
  • importunator
  • importunacy
  • importunity
  • importunable
  • importunate
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات