Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ implosion

تلفظ بین المللی : /ɪmplˈəʊʒən/ تلفظ :‌ [Impl'oUZ@n]
English
  • imposingness
  • impletion
  • impassionable
  • imposing
  • imploring
  • impoison
  • impassionate
  • impoisoner
  • impassioned
English

English

A burstion inwards, as of a vessel from which the air has been exhausted; -- contrasted with explosion.

An extinct gigantic quaternary mammal, allied to the ant-eaters and sloths. Its remains are found in South America.

A sudden compression of the air in the mouth, simultaneously with and affecting the sound made by the closure of the organs in uttering p, t, or k, at the end ...

کلمات مرتبط

  • imposingness
  • impletion
  • impassionable
  • imposing
  • imploring
  • impoison
  • impassionate
  • impoisoner
  • impassioned
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات