Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ immaterial

تلفظ بین المللی : /ˌɪmətˈiəɹiəl/ تلفظ :‌ [,Im@t'i@3ri;@L]
English
  • immaterialism
  • immaterially
  • immaterialist
  • immaterialness
  • immaterialize
  • immateriality
  • immaterialities
  • immateriate
English

English

Not consisting of matter; incorporeal; spiritual; disembodied.

Of no substantial consequence; without weight or significance; unimportant; as, it is wholly immaterial whether he does so or not.

1. The act or flying; a passing through the air by the help of wings; volitation; mode or style of flying. Like the night owl's lazy flight. Shak. 2. The act of fleeing; the act of runn...

کلمات مرتبط

  • immaterialism
  • immaterially
  • immaterialist
  • immaterialness
  • immaterialize
  • immateriality
  • immaterialities
  • immateriate
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات