Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ horometer

تلفظ بین المللی : /hɒɹˈɒmɪtə/ تلفظ :‌ [h0r'0mIt3]
English
  • horometrical
  • horometry
  • holometer
  • hodometer
  • halometer
  • hydrometer
  • horopter
  • hygrometer
  • horopteric
English

English

An instrument for measuring time.

To strike, thrust, or hit violently with the foot; as, a horse kicks a groom; a man kicks a dog. He [Frederick the Great] kicked the shins of his judges. Macaulay. To kick the beam, to fit up and strike the beam; -- said of the lighter arm of a loaded balance; hence, to be found wanting in weight. Milton. -- To kick the bucket, to lose one's life; to die. [C...

کلمات مرتبط

  • horometrical
  • horometry
  • holometer
  • hodometer
  • halometer
  • hydrometer
  • horopter
  • hygrometer
  • horopteric
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات