Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ hemastatic

تلفظ بین المللی : /hˌɛmastˈatɪk/ تلفظ :‌ [h,Emaast'atIk]
English
  • hemastatical
  • hemastatics
  • hemostatic
  • haemastatics
  • haemostatic
  • hematitic
English

English

Alt. of Hemastatical

1. A vessel made of osiers or other twigs, cane, rushes, splints, or other flexible material, interwoven. "Rude baskets . . . woven of the flexile willow." Dyer. 2. The contents of a basket; as much as a basket contains; as, a basket of peaches. 3. (Arch.) The bell or vase of the Corinthian capital. [Improperly so used.] Gwilt. 4. The two back seats facing one another o...

کلمات مرتبط

  • hemastatical
  • hemastatics
  • hemostatic
  • haemastatics
  • haemostatic
  • hematitic
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات