Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ harvestry

تلفظ بین المللی : /hˈɑːvɪstɹi/ تلفظ :‌ [h'A@vIstri]
English
  • harvestless
  • harvesting
  • harvest-home
  • harvester
  • harvest
  • harvestman
  • harvested
  • harvestmen
English

English

The act of harvesting; also, that which is harvested.

1. Not clean; foul; dirty; filthy. 2. Ceremonially impure; needing ritual cleansing. He that toucheth the dead body of any man shall be unclean seven days. Num. xix. 11. 3. Morally impure. "Adultery of the heart, consisting of inordinate and unclean affections." Perkins. -- Un*clean"ly, adv. -- Un*clean"ness, n. Unclean animals (Script.),...

کلمات مرتبط

  • harvestless
  • harvesting
  • harvest-home
  • harvester
  • harvest
  • harvestman
  • harvested
  • harvestmen
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات