Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ hard

تلفظ بین المللی : /hˈɑːd/ تلفظ :‌ [h'A@d]
English
  • hard-shell
  • hard-mouthed
  • hard-handed
  • hard-tack
  • hard-fisted
  • hard-headed
  • hard-favored
  • hard-hearted
  • hard-labored
English

English

Close or near.

To harden; to make hard.

So as to raise difficulties.

Uneasily; vexatiously; slowly.

Difficult to resist or control; powerful.

A ford or passage across a river or swamp.

With difficulty; as, the vehicle moves hard.

Rough; acid; sour, as liquors; as, hard cider.

With pressure; with urgency; hence, diligently; earnestly.

A show or ...

کلمات مرتبط

  • hard-shell
  • hard-mouthed
  • hard-handed
  • hard-tack
  • hard-fisted
  • hard-headed
  • hard-favored
  • hard-hearted
  • hard-labored
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات