Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ green

تلفظ بین المللی : /ɡɹˈiːn/ تلفظ :‌ [gr'i:n]
English
  • green-leek
  • green-broom
  • green-eyed
  • green-stall
  • salt-green
  • brunswick green
  • kendal green
  • putting green
  • sea-green
English

English

To make green.

Not roasted; half raw.

To become or grow green.

Having a sickly color; wan.

Any substance or pigment of a green color.

Not seasoned; not dry; containing its natural juices; as, green wood, timber, etc.

Fresh leaves or branches of trees or other plants; wreaths; -- usually in the plural.

Not ripe; immature; not fully grown or ripened; a...

کلمات مرتبط

  • green-leek
  • green-broom
  • green-eyed
  • green-stall
  • salt-green
  • brunswick green
  • kendal green
  • putting green
  • sea-green
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات