Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ glaze

تلفظ بین المللی : /ɡlˈeɪz/ تلفظ :‌ [gl'eIz]
English
  • glazen
  • glazer
  • gazet
  • gazetteer
  • grazer
  • gazelle
  • glave
  • gaze
  • gazeebo
English

English

To become glazed of glassy.

A glazing oven. See Glost oven.

To frustrate; to bring to naught; to annihilate. [Obs.] Chaucer.

Broth reduced by boiling to a gelatinous paste, and spread thinly over braised dishes.

The vitreous coating of pottery or porcelain; anything used as a coating or color in glazing. See Glaze, v. t., 3.


کلمات مرتبط

  • glazen
  • glazer
  • gazet
  • gazetteer
  • grazer
  • gazelle
  • glave
  • gaze
  • gazeebo
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات