Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ gag

تلفظ بین المللی : /ɡˈaɡ/ تلفظ :‌ [g'ag]
English
  • gag law
  • gag-toothed
  • gagger
  • water gage
  • gager
  • gaggle
  • gage
  • gagtooth
  • wedge gage
English

English

To cause to heave with nausea.

To heave with nausea; to retch.

Receiving by the ear. [Obs.] Hewyt.

To pry or hold open by means of a gag.

To introduce gags or interpolations. See Gag, n., 3.

Something thrust into the mouth or throat to hinder speaking.

A mouthful that makes one retch; a choking bit; as, a gag of mutton fat.

A speech or phrase interpolat...

کلمات مرتبط

  • gag law
  • gag-toothed
  • gagger
  • water gage
  • gager
  • gaggle
  • gage
  • gagtooth
  • wedge gage
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات