Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ frieze

تلفظ بین المللی : /fɹˈiːz/ تلفظ :‌ [fr'i:z]
English
  • friezed
  • friezer
  • frizette
  • freezer
  • friese
  • freeze
  • frize
  • frizel
  • frizzed
English

English

To make a nap on (cloth); to friz. See Friz, v. t., 2.

A kind of coarse woolen cloth or stuff with a shaggy or tufted (friezed) nap on one side.

Any sculptured or richly ornamented band in a building or, by extension, in rich pieces of furniture. See Illust. of Column.

That part of the entablature of an order which is between the architrave and cornice. It is a flat memb...

کلمات مرتبط

  • friezed
  • friezer
  • frizette
  • freezer
  • friese
  • freeze
  • frize
  • frizel
  • frizzed
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات