Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ free

تلفظ بین المللی : /fɹˈiː/ تلفظ :‌ [fr'i:]
English
  • free-minded
  • free silver
  • free-milling
  • free-lover
  • free-handed
  • free-soil
  • free will
  • free-tongued
  • free-swimming
English

English

To frank.

Freely; willingly.

Of or pertaining to the Phylactolæma.

Without charge; as, children admitted free.

Clear of offense or crime; guiltless; innocent.

Characteristic of one acting without restraint; charming; easy.

Unrestrained; immoderate; lavish; licentious; -- used in a bad sense.

Certain or honorable; the opposite of base; as, free ...

کلمات مرتبط

  • free-minded
  • free silver
  • free-milling
  • free-lover
  • free-handed
  • free-soil
  • free will
  • free-tongued
  • free-swimming
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات