Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ frail

تلفظ بین المللی : /fɹˈeɪl/ تلفظ :‌ [fr'eIl]
English
  • frailty
  • frailly
  • frailness
  • frailties
  • faille
  • fraight
  • fraischeur
  • frilled
  • frapler
English

English

Tender.

Acetanilide.

A rush for weaving baskets.

A basket made of rushes, used chiefly for containing figs and raisins.

The quantity of raisins -- about thirty-two, fifty-six, or seventy-five pounds, -- contained in a frail.

Easily broken; fragile; not firm or durable; liable to fail and perish; easily destroyed; not tenacious of life; weak; infirm.

Lia...

کلمات مرتبط

  • frailty
  • frailly
  • frailness
  • frailties
  • faille
  • fraight
  • fraischeur
  • frilled
  • frapler
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات