Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ foxed

تلفظ بین المللی : /fˈɒkst/ تلفظ :‌ [f'0kst]
English
  • foxery
  • foxearth
  • foxes
  • fixed
  • floxed silk
  • foredate
  • foredeck
  • foredeem
  • fixedly
English

English

of Fox

Repaired by foxing; as, foxed boots.

Discolored or stained; -- said of timber, and also of the paper of books or engravings.

1. To prepare; to put in order; hence, to dress, or put on; to array; to adorn. [Archaic] "She gan the house to dight." Chaucer. Two harmless turtles, dight for sacrifice. Fairfax. The clouds in thousand liveries dight. Milton. 2. To have sexual i...

کلمات مرتبط

  • foxery
  • foxearth
  • foxes
  • fixed
  • floxed silk
  • foredate
  • foredeck
  • foredeem
  • fixedly
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات