Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ fellow

تلفظ بین المللی : /fˈɛləʊ/ تلفظ :‌ [f'EloU]
English
  • fellow-commoner
  • fellow-feeling
  • fellow-creature
  • hail-fellow
  • odd fellow
  • vow-fellow
  • fellowship
  • fellowlike
  • good-fellowship
English

English

A little or short ode.

A person; an individual.

To suit with; to pair with; to match.

An equal in power, rank, character, etc.

A companion; a comrade; an associate; a partner; a sharer.

A man without good breeding or worth; an ignoble or mean man.

A member of a literary or scientific society; as, a Fellow of the Royal Society.

One of a pair, or of tw...

کلمات مرتبط

  • fellow-commoner
  • fellow-feeling
  • fellow-creature
  • hail-fellow
  • odd fellow
  • vow-fellow
  • fellowship
  • fellowlike
  • good-fellowship
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات