Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ fat

تلفظ بین المللی : /fˈat/ تلفظ :‌ [f'at]
English
  • fat-witted
  • fat-kidneyed
  • fat-brained
  • fat-wited
  • otoba fat
  • fatherlessness
  • fatidical
  • fatherland
  • fatback
English

English

See Tithe.

Abounding with fat

To grow fat, plump, and fleshy.

A large tub, cistern, or vessel; a vat.

Abounding in riches; affluent; fortunate.

Oily; greasy; unctuous; rich; -- said of food.

Fertile; productive; as, a fat soil; a fat pasture.

A measure of quantity, differing for different commodities.

Exhibiting the qualities of a fat animal; coarse;...

کلمات مرتبط

  • fat-witted
  • fat-kidneyed
  • fat-brained
  • fat-wited
  • otoba fat
  • fatherlessness
  • fatidical
  • fatherland
  • fatback
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات