Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ faint

تلفظ بین المللی : /fˈeɪnt/ تلفظ :‌ [f'eInt]
English
  • faint-hearted
  • faintish
  • fainthearted
  • faints
  • faintness
  • faintling
  • fainty
  • faintly
  • fainting
English

English

To decay; to disappear; to vanish.

To cause to faint or become dispirited; to depress; to weaken.

To sink into dejection; to lose courage or spirit; to become depressed or despondent.

The act of fainting, or the state of one who has fainted; a swoon. [R.] See Fainting, n.

Lacking strength; weak; languid; inclined to swoon; as, faint with fatigue, hunger, or thir...

کلمات مرتبط

  • faint-hearted
  • faintish
  • fainthearted
  • faints
  • faintness
  • faintling
  • fainty
  • faintly
  • fainting
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات