Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ extirpate

تلفظ بین المللی : /ˈɛkstəpˌeɪt/ تلفظ :‌ ['Ekst@p,eIt]
English
  • extirpated
  • extirpator
  • extirpatory
  • extirpation
  • extirpative
  • extirpating
  • extraterritoriality
  • extricate
  • extraterritorial
English

English

The quality of being allowable; permissibleness; lawfulness; exemption from prohibition or impropriety. South.

To pluck up by the stem or root; to root out; to eradicate, literally or figuratively; to destroy wholly; as, to extirpate weeds; to extirpate a tumor; to extirpate a sect; to extirpate error or heresy.


کلمات مرتبط

  • extirpated
  • extirpator
  • extirpatory
  • extirpation
  • extirpative
  • extirpating
  • extraterritoriality
  • extricate
  • extraterritorial
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات