Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ expedient

تلفظ بین المللی : /ɛkspˈiːdiənt/ تلفظ :‌ [Eksp'i:di@nt]
English
  • expediently
  • expediential
  • expediency
  • experientialism
  • experient
  • experiential
  • expediment
  • experientialist
  • expedience
English

English

Quick; expeditious.

Means devised in an exigency; shift.

That which serves to promote or advance; suitable means to accomplish an end.

Not hoped or expected. "With unhoped success." Dryden. Blessings of friends, which to my door Unasked, unhoped, have come. J. N. Newman.

Hastening or forward; hence, tending to further or promote a proposed object; fit or pro...

کلمات مرتبط

  • expediently
  • expediential
  • expediency
  • experientialism
  • experient
  • experiential
  • expediment
  • experientialist
  • expedience
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات