Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ exonerate

تلفظ بین المللی : /ɛɡzˈɒnəɹˌeɪt/ تلفظ :‌ [Egz'0n3r,eIt]
English
  • exonerated
  • exonerator
  • exonerative
  • exoneration
  • exonerating
  • exuperate
  • exuberate
  • exenterate
  • exorate
English

English

Destitute of luster; dim; dull.

To unload; to disburden; to discharge.

To discharge from duty or obligation, as a ball.

To relieve, in a moral sense, as of a charge, obligation, or load of blame resting on one; to clear of something that lies upon oppresses one, as an accusation or imputation; as, to exonerate one's self from blame, or from the charge of avarice....

کلمات مرتبط

  • exonerated
  • exonerator
  • exonerative
  • exoneration
  • exonerating
  • exuperate
  • exuberate
  • exenterate
  • exorate
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات