Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ engrain

تلفظ بین المللی : /ɛŋɡɹˈeɪn/ تلفظ :‌ [ENgr'eIn]
English
  • engrained
  • engraining
  • engrailment
  • engrailed
  • photo-engraving
  • electro-engraving
  • engraving
  • entrain
  • engrail
English

English

To dye in grain, or of a fast color. See Ingrain.

To color in imitation of the grain of wood; to grain. See Grain, v. t., 1.

To incorporate with the grain or texture of anything; to infuse deeply. See Ingrain.

1. The act of retroceding. 2. The state of being retroceded, or granted back. 3. (Med.) Metastasis of an eruption or a tumor from the surface to the interior of the ...

کلمات مرتبط

  • engrained
  • engraining
  • engrailment
  • engrailed
  • photo-engraving
  • electro-engraving
  • engraving
  • entrain
  • engrail
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات