Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ enforce

تلفظ بین المللی : /ɛnfˈɔːs/ تلفظ :‌ [Enf'o@s]
English
  • enforcer
  • enforced
  • enforceable
  • enforcement
  • enforcive
  • enforcible
  • efforce
  • enforest
  • efforced
English

English

To attempt by force.

To prove; to evince.

Force; strength; power.

To strengthen; to grow strong.

To urge; to ply hard; to lay much stress upon.

To put in motion or action by violence; to drive.

To make or gain by force; to obtain by force; as, to enforce a passage.

To put force upon; to force; to constrain; to compel; as, to enforce obedience to comm...

کلمات مرتبط

  • enforcer
  • enforced
  • enforceable
  • enforcement
  • enforcive
  • enforcible
  • efforce
  • enforest
  • efforced
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات