Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ emancipate

تلفظ بین المللی : /ɪmˈansɪpˌeɪt/ تلفظ :‌ [I2m'aansI2p,eIt]
English
  • emancipated
  • emancipatory
  • emancipation
  • emancipationist
  • emancipator
  • emancipating
  • mancipate
  • emaciate
  • emaciated
English

English

Set at liberty.

Not nutritious; not furnishing nourishment.

To free from any controlling influence, especially from anything which exerts undue or evil influence; as, to emancipate one from prejudices or error.

To set free from the power of another; to liberate; as: (a) To set free, as a minor from a parent; as, a father may emancipate a child. (b) To set free from bo...

کلمات مرتبط

  • emancipated
  • emancipatory
  • emancipation
  • emancipationist
  • emancipator
  • emancipating
  • mancipate
  • emaciate
  • emaciated
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات