Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ear

تلفظ بین المللی : /ˈiə/ تلفظ :‌ ['i@3]
English
  • ear-piercer
  • ear-shell
  • ear-splitting
  • ear-bored
  • ear-minded
  • white-ear
  • sea-ear
  • mouse-ear
  • crop-ear
English

English

Same as Crossette.

Same as Acroterium.

To plow or till; to cultivate.

To take in with the ears; to hear.

The organ of hearing; the external ear.

Privilege of being kindly heard; favor; attention.

To put forth ears in growing; to form ears, as grain; as, this corn ears well.

The spike or head of any cereal (as, wheat, rye, barley, Indian corn, etc.), ...

کلمات مرتبط

  • ear-piercer
  • ear-shell
  • ear-splitting
  • ear-bored
  • ear-minded
  • white-ear
  • sea-ear
  • mouse-ear
  • crop-ear
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات