Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ distaste

تلفظ بین المللی : /dɪstˈeɪst/ تلفظ :‌ [dI2st'eIst]
English
  • distasteful
  • distasteive
  • distasted
  • distasture
  • disasterly
  • disaster
  • dismasted
  • distasting
English

English

Discomfort; uneasiness.

To offend; to disgust; to displease.

Alienation of affection; displeasure; anger.

To be distasteful; to taste ill or disagreeable.

Aversion of the taste; dislike, as of food or drink; disrelish.

To deprive of taste or relish; to make unsavory or distasteful.

Of or relating to Etruria. -- n. A native or inhabitant of Etruria.


کلمات مرتبط

  • distasteful
  • distasteive
  • distasted
  • distasture
  • disasterly
  • disaster
  • dismasted
  • distasting
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات