Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ dispart

تلفظ بین المللی : /dɪspˈɑːt/ تلفظ :‌ [dI2sp'A@t]
English
  • disparted
  • disparting
  • train dispatcher
  • disparager
  • disparkle
  • dispatch
  • disparity
  • disarticulator
  • disparition
English

English

To separate, to open; to cleave.

To furnish with a dispart sight.

To make allowance for the dispart in (a gun), when taking aim.

The difference between the thickness of the metal at the mouth and at the breech of a piece of ordnance.

To part asunder; to divide; to separate; to sever; to rend; to rive or split; as, disparted air; disparted towers.

One who fors...

کلمات مرتبط

  • disparted
  • disparting
  • train dispatcher
  • disparager
  • disparkle
  • dispatch
  • disparity
  • disarticulator
  • disparition
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات