Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ dependent

تلفظ بین المللی : /dɪpˈɛndənt/ تلفظ :‌ [dI2p'End@nt]
English
  • self-dependent
  • dependently
  • dependant
  • dependency
  • dependence
  • by-dependence
  • dependencies
  • decedent
  • dependancy
English

English

That which depends; corollary; consequence.

Hanging down; as, a dependent bough or leaf.

Malmsey wine. See Malmsey. " A jub of malvesye." Chaucer.

One who depends; one who is sustained by another, or who relies on another for support of favor; a hanger-on; a retainer; as, a numerous train of dependents.

Relying on, or subject to, something else for support; ...

کلمات مرتبط

  • self-dependent
  • dependently
  • dependant
  • dependency
  • dependence
  • by-dependence
  • dependencies
  • decedent
  • dependancy
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات