Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ decrepitate

تلفظ بین المللی : /dɪkɹˈɛpɪtˌeɪt/ تلفظ :‌ [dI2kr'EpI2t,eIt]
English
  • decrepitated
  • decrepitation
  • decrepitating
  • decrepitness
  • decrepitude
  • decapitate
  • decapitated
English

English

To crackle, as salt in roasting.

To roast or calcine so as to cause a crackling noise; as, to decrepitate salt.

1. A blow; a smart stroke. [Prov. Eng.] Brockett. 2. A squall; also, a heavy fall of rain. [Scot.] To strike; to slap. [Scot.] C. Reade. A wrought-iron plate from which a gun barrel or pipe is made by bending and welding the edges together, and drawing the thick tube thu...

کلمات مرتبط

  • decrepitated
  • decrepitation
  • decrepitating
  • decrepitness
  • decrepitude
  • decapitate
  • decapitated
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات