Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ convener

تلفظ بین المللی : /kənvˈiːnə/ تلفظ :‌ [k@nv'i:n3]
English
  • congeneric
  • convene
  • congener
  • congeneracy
  • congenerical
  • congenerous
  • conveyer
  • convened
English

English

One who convenes or meets with others.

One who calls an assembly together or convenes a meeting; hence, the chairman of a committee or other organized body.

1. Of a red color; red, or reddish; as, a ruddy sky; a ruddy flame. Milton. They were more ruddy in body than rubies. Lam. iv. 7. 2. Of a lively flesh color, or the color of the human skin in high health; as, ruddy cheeks or lip...

کلمات مرتبط

  • congeneric
  • convene
  • congener
  • congeneracy
  • congenerical
  • congenerous
  • conveyer
  • convened
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات