Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ consent

تلفظ بین المللی : /kənsˈɛnt/ تلفظ :‌ [k@ns'Ent]
English
  • consentaneous
  • consenter
  • consentient
  • consentant
  • consentaneity
  • consentingly
  • consented
  • consenting
  • concent
English

English

Sympathy. See Sympathy, 4.

One of a faction. Abp. Bancroft.

To grant; to allow; to assent to; to admit.

Agreement in opinion or sentiment; the being of one mind; accord.

To agree in opinion or sentiment; to be of the same mind; to accord; to concur.

Correspondence in parts, qualities, or operations; agreement; harmony; coherence.

To indicate or express ...

کلمات مرتبط

  • consentaneous
  • consenter
  • consentient
  • consentant
  • consentaneity
  • consentingly
  • consented
  • consenting
  • concent
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات