Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ competent

تلفظ بین المللی : /kˈɒmpɪtənt/ تلفظ :‌ [k'0mpIt@nt]
English
  • competently
  • competence
  • competency
  • competitress
  • compete
  • comperendinate
  • competition
  • complemental
  • compatient
English

English

Rightfully or properly belonging; incident; -- followed by to.

Answering to all requirements; adequate; sufficient; suitable; capable; legally qualified; fit.

Calculated to do disservice or harm; not serviceable; injurious; harmful; unserviceable. Shaftesbury. -- Dis*serv"ice*a*ble*ness, n. Norris. -- Dis*serv"ice*a*bly, adv.


کلمات مرتبط

  • competently
  • competence
  • competency
  • competitress
  • compete
  • comperendinate
  • competition
  • complemental
  • compatient
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات