Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ communicate

تلفظ بین المللی : /kəmjˈuːnɪkˌeɪt/ تلفظ :‌ [k@mj'u:nI2k,eIt]
English
  • communicated
  • self-communicative
  • communication
  • communicator
  • communicative
  • communicativeness
  • communicatory
  • communicating
  • communicant
English

English

To administer the communion to.

To give alms, sympathy, or aid.

To share in common; to participate in.

To partake of the Lord's supper; to commune.

To share or participate; to possess or enjoy in common; to have sympathy.

To make known; to recount; to give; to impart; as, to communicate information to any one.

To set free from the influence of guile; ...

کلمات مرتبط

  • communicated
  • self-communicative
  • communication
  • communicator
  • communicative
  • communicativeness
  • communicatory
  • communicating
  • communicant
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات