Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ commendam

تلفظ بین المللی : /kˈɒmɛndəm/ تلفظ :‌ [k'0mEnd@m]
English
  • in commendam
  • commendator
  • commendatory
  • commendation
  • commendatary
  • commendable
  • commencement
  • commandant
  • commensality
English

English

A vacant living or benefice commended to a cleric (usually a bishop) who enjoyed the revenue until a pastor was provided. A living so held was said to be held in commendam. The practice was abolished by law in 1836.

1. Occasioning expense; calling for liberal outlay; costly; dear; liberal; as, expensive dress; an expensive house or family. War is expensive, and peace desirable. Burk...

کلمات مرتبط

  • in commendam
  • commendator
  • commendatory
  • commendation
  • commendatary
  • commendable
  • commencement
  • commandant
  • commensality
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات