Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ collocate

تلفظ بین المللی : /kˈɒləʊkˌeɪt/ تلفظ :‌ [k'0loUk,eIt]
English
  • collocated
  • collocation
  • collocating
  • collectedly
  • collate
  • convocate
  • collimate
  • collaterally
  • collateralness
English

English

Set; placed.

To set or place; to set; to station.

The white substance, consisting of an aggregation of bubbles, which is formed on the surface of liquids,or in the mouth of an animal, by violent agitation or fermentation; froth; spume; scum; as, the foam of the sea. Foam cock, in steam boilers, a cock at the water level, to blow off impurities. 1. To gather foam; to froth; as, the bil...

کلمات مرتبط

  • collocated
  • collocation
  • collocating
  • collectedly
  • collate
  • convocate
  • collimate
  • collaterally
  • collateralness
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات