Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ chuck

تلفظ بین المللی : /tʃˈʌk/ تلفظ :‌ [tS'Vk]
English
  • chuck-will's-widow
  • chuckleheaded
  • chuckle
  • chucklehead
  • chucked
  • chucking
  • chuckled
  • chuckling
  • cuckoobud
English

English

To chuckle; to laugh.

A sudden, small noise.

A short throw; a toss.

The chuck or call of a hen.

To call, as a hen her chickens.

A slight blow or pat under the chin.

To strike gently; to give a gentle blow to.

A word of endearment; -- corrupted from chick.

To toss or throw smartly out of the hand; to pitch.

A small pebble; -- called also chuckst...

کلمات مرتبط

  • chuck-will's-widow
  • chuckleheaded
  • chuckle
  • chucklehead
  • chucked
  • chucking
  • chuckled
  • chuckling
  • cuckoobud
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات