Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ chock

تلفظ بین المللی : /tʃˈɒk/ تلفظ :‌ [tS'0k]
English
  • chock-full
  • dousing-chock
  • chockablock
  • chocked
  • chocking
  • checkerboard
  • try cock
  • check
  • water cock
English

English

To encounter.

An encounter.

To fill up, as a cavity.

Entirely; quite; as, chock home; chock aft.

(a) Of or pertaining to pleurisy; as, pleuritic symptoms. (b) Suffering from pleurisy.

To stop or fasten, as with a wedge, or block; to scotch; as, to chock a wheel or cask.

A heavy casting of metal, usually fixed near the gunwale. It has two short horn-shaped ...

کلمات مرتبط

  • chock-full
  • dousing-chock
  • chockablock
  • chocked
  • chocking
  • checkerboard
  • try cock
  • check
  • water cock
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات