Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ chink

تلفظ بین المللی : /tʃˈɪŋk/ تلفظ :‌ [tS'INk]
English
  • chinky
  • chinked
  • chinking
  • sea chickweed
  • chinch
  • clinker-built
  • chick-pea
  • smooth-chinned
  • chickadee
English

English

Money; cash.

To crack; to open.

Unconscious. [Obs.]

To cause to open in cracks or fissures.

To fill up the chinks of; as, to chink a wall.

A short, sharp sound, as of metal struck with a slight degree of violence.

A small cleft, rent, or fissure, of greater length than breadth; a gap or crack; as, the chinks of wall.

To make a slight, sharp, metallic...

کلمات مرتبط

  • chinky
  • chinked
  • chinking
  • sea chickweed
  • chinch
  • clinker-built
  • chick-pea
  • smooth-chinned
  • chickadee
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات