Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ braid

تلفظ بین المللی : /bɹˈeɪd/ تلفظ :‌ [br'eId]
English
  • braiding
  • braided
  • shallow-brained
  • brainsickly
  • brandling
  • brandish
  • bridestake
  • bridemaid
  • bridle
English

English

Deceitful.

To start; to awake.

A quick motion; a start.

A fancy; freak; caprice.

To reproach. [Obs.] See Upbraid.

A plait, band, or narrow fabric formed by intertwining or weaving together different strands.

A narrow fabric, as of wool, silk, or linen, used for binding, trimming, or ornamenting dresses, etc.

To weave, interlace, or entwine together, ...

کلمات مرتبط

  • braiding
  • braided
  • shallow-brained
  • brainsickly
  • brandling
  • brandish
  • bridestake
  • bridemaid
  • bridle
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات