Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ bow

تلفظ بین المللی : /bˈəʊ/ تلفظ :‌ [b'oU]
English
  • bow-pen
  • bow-compass
  • bow-bells
  • bow-saw
  • bow-legged
  • bow-pencil
  • bow hand
  • bow net
  • bow oar
English

English

To stop.

An arcograph.

To bend; to curve.

To manage the bow.

To play (music) with a bow.

To express by bowing; as, to bow one's thanks.

One who rows in the forward part of a boat; the bow oar.

Anything bent, or in the form of a curve, as the rainbow.

The bending or rounded part of a ship forward; the stream or prow.

Two pieces of wood w...

کلمات مرتبط

  • bow-pen
  • bow-compass
  • bow-bells
  • bow-saw
  • bow-legged
  • bow-pencil
  • bow hand
  • bow net
  • bow oar
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات